صفحه نخست
آرشیو من
تماس با من
نویسنده Dj_madan
آرشیو وبلاگ
تیر ۸٧
آبان ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
چشم انتظاران
تفريحات اينترنتي
برترينهاي پرشين بلاگ
خرید اینترنتی
خروجی وبلاگ


گر نیایی تا قیامت انتظارت می کشم
تا شقایق هست اینجا انتظارت می کشم
پيام هاي ديگران () | سهشنبه ۱٥ آبان ،۱۳۸٦ - Dj_madan |لینک به نوشته

مانند پرنــــده باش
که روی شاخه ی سست و ضعیف، لحظه ای می نشیند
آواز می خـوانـد
و احساس میکند که شاخه می لــرزد
ولی به خــوانــدن ادامه می دهد ...
زیرا مطمئن است که بـال و پــر دارد
پيام هاي ديگران () | چهارشنبه ۱٩ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - Dj_madan |لینک به نوشته

صرف شد در شام هجرت سربسر ایام ما
برلب آمــد جان و آخــر بر نیامد کــام ما
همتی ای پادشاها دست ما گیر از کرم
تا زلغزشهای این دوران نلغزد گام ما
سوی این سرگشتگان با مهربانی کن نظر
تا ز لطفت کــم شود از دل غم ایام ما
شب شد آخر روز ما در انتظار مقدمت
وه چه طولانیست ای مه در فراقت شام ما
رشک جنت می شود این کلبه احزان اگر
ســایه اندازد همـــای رحمتت بر بام مـــا
مـا کجــــا و دیـــدن رخســــار نورانـی او
بس بلند است این ردا بــر نارسا اندام ما
از سرافرازی بساق عرش می سائیم سر
گــر بطومار محبــان ثبت گـــردد نام مــــا
پيام هاي ديگران () | یکشنبه ٢٦ فروردین ،۱۳۸٦ - Dj_madan |لینک به نوشته

در ابتدای اندیشه نشسته ام
به سالهایی که گذشت و نمی بینم مگر ،
نگاه ویرانگر لطیفه را
و خاطره شقایق را
وحسرت شب عاشق را
و دیگر در این میان...
سالی که از راه بیاید بر دوش روزگار خواهم رفت
و در راه اندیشه های بهاری
ثانیه ها را خرج خواهم کرد و به باران خواهم گفت
که بر کویر دانش و آگاهی
و نه بلکه ...
بر کویر غفلت بی وقفه ببارد
پيام هاي ديگران () | سهشنبه ۱٤ فروردین ،۱۳۸٦ - Dj_madan |لینک به نوشته

تو را به خاطر همه ی فضیلت هایت کیفــر می دهند
و
آنچه بر تو می بخشایند، تنهــا لغزش های توست
پيام هاي ديگران () | یکشنبه ٢٧ اسفند ،۱۳۸٥ - Dj_madan |لینک به نوشته

اگر خداوند تو را در لبه ی پرتگاهی قرارداد،
به او اعتماد کن.
یا دست تــو را می گیرد
یا به تو پـــرواز می آموزد
پيام هاي ديگران () | شنبه ۱٩ اسفند ،۱۳۸٥ - Dj_madan |لینک به نوشته


بهترین چیز ،
رسیدن به نگاهیست که از حادثه ی عشق، تــر است
پيام هاي ديگران () | جمعه ٢٧ بهمن ،۱۳۸٥ - Dj_madan |لینک به نوشته

... اینــجا، ای همه لبـهـا، لبخندی، ابهــام جهـــان را پهـــنا می دهد
در نیمه ی راه
پرتو فانوس ما،
میان ما و شب هستی مرده است...
ای همه هوشیاران
بر چه باغی در نگشودیم،
که عطر فریبی به تالار نهفته ی ما نریخت؟
ای همه کودکی ها
بر چه سبزه ای ندویدیم،
که شبنم اندوهی بر ما نفشاند؟
غبـــار آلوده ی راهـــــی از فسانه به خـورشـــیدیم،
ای همه خستگان
در کجا شهـپـر ما،
از سبکبالی پروانه نشان خواهدگرفت؟
ســـتاره ی زهـــــره از چاه افـــــق بـرآمـــــد
کنار نرده ی مهتابی ما ، کودکی بر پرتگاه وزش ها می گرید
در چه دیاری، آیا اشک ما در مرز دیگر مهتابی خواهد چکید؟
ای همه سیماها
در خورشـــیدی دیگر،
خورشـــیدی دیگر...
پيام هاي ديگران () | یکشنبه ۱٥ بهمن ،۱۳۸٥ - Dj_madan |لینک به نوشته

ما هسته ی پنهان تماشاییم
زتجلی ابری کن ، بفرست که ببارد بر سـر ما
باشد که به شوری بشکافیم
باشد که ببالیم و به خورشید تو پیوندیم
پيام هاي ديگران () | سهشنبه ۱٠ بهمن ،۱۳۸٥ - Dj_madan |لینک به نوشته

